پایگاه خبری ورامین ما
  • یادداشت
  • گزارش
  • تیتر یک
  • سیاسی
  • فرهنگی
  • ورزشی
  • جاذبه های ورامین
  • کد خبر : 1945
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱ آبان, ۱۳۹۱ - ۲۱:۲۵
  •   

    عواقب بد حجابی از دید مردم و دین

    این رفتار غیر ارزشی به دلیل تحریک و تهییج غرایز مخرب ناظرین بویژه افراد بوالهوس و ضعیف النفس، علاوه بر این که این بیچاره ها را در کنترل احساساتشان درمانده تر و آنها را به تخلیه هیجانات جنسی از طریق رفتارهای تکانشی یا هجومی و تعرض به نوامیس مردم تهییج و تحریک می نماید بلکه بر […]

    این رفتار غیر ارزشی به دلیل تحریک و تهییج غرایز مخرب ناظرین بویژه افراد بوالهوس و ضعیف النفس، علاوه بر این که این بیچاره ها را در کنترل احساساتشان درمانده تر و آنها را به تخلیه هیجانات جنسی از طریق رفتارهای تکانشی یا هجومی و تعرض به نوامیس مردم تهییج و تحریک می نماید بلکه بر وارد نمودن خسارات جبران ناپذیر روانی و حیثیتی به قربانیان، هزینه بسیار سنگینی را برای مقابله با این رفتارها، به جامعه تحمیل می نماید. در بسیاری موارد، ترویج بدحجابی موجب رشد عناصر نا سالم، اختلال و بی اعتمادی در تعاملات بین فردی گردیده، محیط زندگی را به ستیزه جویی و صحنه ی درگیری بین افراد هوسران و افراد غیرتمند و مسئولیت پذیر مبدل می سازد. بنابراین، شرایط زندگی مسالمت آمیز و آرامش عمومی را از مردم سلب و فضای فعالیت سازنده را بویژه برای بانوان به شدت تخریب می نماید.
    صرف نظر از این که انگیزه فرد از بدحجابی و خودآرایی چیست، نتیجه ی این رفتار جز تشدید ناامنی های اجتماعی برای زنان و توهین به کرامت های اخلاقی جامعه حاصل دیگری ندارد. هر فرد با رفتار اجتماعی خود به هر اندازه که در ترویج بدحجابی و فرهنگ برهنگی ایفای نقش نماید، به همان اندازه به جامعه ظلم و به بشریت خیانت می نماید. برخی افراد به صورت کلامی و برخی به صورت غیر کلامی با ظواهری که از خود نشان می دهند، باعث ترویج بدحجابی شده و در ظلم به مردم و رشد فساد اجتماعی ایفای نقش می کنند. از این رو، فرد بدحجاب، ضمن این که به دلیل ارتکاب ظلم و گناهی آشکار، با خدای خود اعلام جنگ می نماید، به زندگی اجتماعی دیگران نیز لطمه می زند. البته در گام اول آسیب اجتماعی گریبان خود این افراد را می گیرد، سپس به بدنه جامعه سرایت می کند.
    ناامنی اجتماعی ناشی از فرهنگ ابتذال و بدحجابی در همه ی کشورهای دنیا به ویژه در کشورهای غربی که آزادی های جنسی و فرهنگ برهنگی تبلیغ و ترویج می شود بیش از هر جای دنیاست. شایان ذکر است که در همه جوامع، معمولاً زنان بدحجاب مورد تعرض جنسی و زنان محجبه مورد تعرض اجتماعی یا سیاسی قرار می گیرند. به بیان دیگر زنان با حجاب خصوصاً در جوامع غربی اغلب مورد اذیت و آزار کلامی یا ضرب و شتم قرار می گیرند، که این تعرضات نیز به دلیل تاثیر شوم مروجان فرهنگ برهنگی و افراد بدحجاب یا بی حجاب در آن جوامع می باشد. شاید به همین دلیل، گرایش زنان به حجاب اسلامی در جوامع غربی در حال افزایش است.
    در نظرسنجی که چندی پیش در کشور انگلیس در بین ۱۰۴۷ زن لندنی به عمل آمده، نشان می دهد که در طی یکسال گذشته از هر ۱۰ نفر زن انگلیسی بیش از ۴ نفر آنها در لندن و مکان های عمومی مورد اذیت و آزار جنسی قرار گرفته اند. طبق این آمار، ۴۳ درصد زنان در مکان های عمومی مورد تعرض قرار گرفته اند که برخی از این قربانیان از محصلان ۱۲ ساله بوده اند. «هلی داستین» مدیر ائتلاف پایان خشونت علیه زنان در انگلیس اعلام کرد: «آزار جنسی در انگلیس به حدی عادی شده که دیگر کسی به آن توجه نمی کند.» وی تصریح کرد: «آزار جنسی تأثیر واقعی بر زندگی زنان به جا گذاشته و منجر به احساس ناامنی و هراس از تجاوز و خشونت جنسی می گردد و بر موضوعات مربوط به برابری تأثیر بدی می گذارد.» (روزنامه کیهان، شماره ۲۰۲۱۸، شنبه ۶ خرداد ماه ۱۳۹۱)
    اخیراً در انگلیس، زنان این کشور برای مصونیت از تعرض از سوی افراد رذل، ضمن حمل تجهیزات دفاعی، به رعایت حجاب اسلامی گرایش چشمگیری نشان می دهند. باشگاه خبرنگاران نوشت: «اخیراً مجری شبکه بی‌بی سی فارسی با انتشار عکسی در فیس بوک که از یک واگن مترو شهر لندن از زنان محجبه گرفته با تعجب و خشم از رشد زنان محجبه، سوال کرده است آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟ وی افزوده است: تنها زن بی‌حجاب آن واگن من بودم. دوستان و همفکران این مجری رسانه انگلیسی نیز که از کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی هستند، ضمن ابراز همدردی با وی نوشتند در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا نیز زنان مسلمان محجبه بسیاری را می‌بینند.» همچنین «فردی از هلند نوشته است: “سوار یک تراموا در آمستردام بشوید، خواهید دید شاید ۸۰ درصد محجبه هستند!” دوستان این مجری بی‌بی‌سی که در اسلام ستیزی با وی هم عقیده هستند از نابودی لندن و فراگیر شدن اسلام ابراز تاسف کرده اند!» البته باید به حال آن بیچاره هایی که درک درستی از حجاب نداشته و از آن گریزانند، تأسف خورد. این تأسف زمانی بیشتر می شود که آن ها بدحجابی را به عنوان یک ارزش یا مظهر کمال بدانند. زیرا در این صورت، این ها همانند حیوانات سیرک، حیات و زندگی خود را منوط به خودنمایی و نمایاندن قابلیت های جسمی خود و تحریک هیجانات دیگران (تماشاچیان) می بینند. اگر در جلب توجه ناظرین ناکام شوند، زندگی خود را پر مخاطره می بینند. زنانی که در قبال دریافت پول و مشوق های مادی دیگر، حاضرند اندام خود را برای تهییج و جلب توجه دیگران به نمایش بگذارند، «زنان سیرکی» هستند که تحت فرمان اربابان خود (صاحبان و مجریان سیرک) رفتار می کنند. به نظرم تأسف خوردن مجری رسانه ی انگلیسی از گسترش حجاب در زنان انگلیسی با توصیفی که ارائه شد، قابل توجیه است. چون وقتی تعداد زنان با حجاب بیشتر می شود، عرصه ی زندگی برای آنانی که مجریان سیرک هستند یا خودشان در زمره ی «زنان سیرکی» هستند، محدود خواهد شد. بنابراین، هر قدر جوامع انسانی از حضور زنانی که به حقیقت انسانی خود نایل و معطر و مزین به کرامت های والای اخلاقی شوند، بیشتر بهره مند شود، فضای بازیگری زنان سیرکی تنگ ترخواهد شد. از این رو، به نظر می رسد مجری شبکه بی بی سی از کارکنان یا بازیگران سیرک زنان انگلیس بوده که از گسترش حجاب ابراز تأسف نمود.
    علاوه بر این، اشتباه بزرگی که برخی از مردم از جمله مجری شبکه بی بی سی مرتکب شده، این است که اینها حجاب زنان را صرفاً از آموزه های دین اسلام می دانند. در حالی که حجاب نه فقط در این اسلام بلکه در تمام ادیان الهی به عنوان یک ارزش تلقی شده و فرد با حجاب به مراتب دارای حرمت بیشتری نسبت به زنان بد حجاب می باشد. به عنوان مثال در دین مسیحیت حرمت و ارزش زنان راهبه با حجاب آنان پیوند خورده است. یعنی اگر راهبه ای کشف حجاب نماید، اعتبار و ارزش خود را از دست خواهد داد … . بنابراین مخالفت با اسلام نمی تواند دلیل قابل قبولی برای مخالفت با حجاب باشد. زیرا صرف نظر از خاستگاه های دینی حجاب، رعایت آن امری انسانی و دقیقاً منطبق بر نیاز واقعی و فطرت پاک انسانی بوده موجب آرامش و تأمین امنیت در جوامع انسانی می شود ولی در مقابل، بدحجابی موجب ناامنی اجتماعی و تحریک خلق و خوی حیوانی و ضد بشری برخی افراد معلوم الحال می گردد. این نکته ی قابل توجهی است که در دین اسلام و در قرآن کریم بدان اشاره گردیده و حجاب را به عنوان ضامن سلامت جامعه و مصونیت زنان از تعرض افراد بوالهوس، به مؤمنین توصیه نموده است. زن مسلمان می داند که چگونه باید خود را در مقابل چشمان اغیار بپوشاند.
    به هر حال امروزه به دلیل ترویج فرهنگ ابتذال در چند دهه ی اخیر از سوی استکبار جهانی به ویژه رسانه ها و مؤسسات وابسته به صهیونیست ها که اخلاقیات و کرامات انسانی را به پست ترین حد خود رسانده اند و برای ادامه ی حیات ننگین خود به شدت با حجاب زنان و مردان مبارزه می کنند. اگر جهان غرب را به عنوان یک سیرک بزرگ در نظر بگیریم، صهیونیست ها و اربابان رسانه هایی که فرهنگ برهنگی را ترویج و تشویق می کنند، صاحبان این سیرک بزرگ هستند که تلاش می کنند زنان بی حجاب غربی را همانند حیوانات سیرک برای اهداف خودشان تربیت نمایند. شأن و جایگاه زنان را در حدی که بتوانند در انظار عمومی در مجالس ها و محافل ها، میهمانی ها و مطرب خانه ها و … موجب سرگرمی و خوشگذرانی افراد بوالهوس شوند، تنزل داده و مثل حیوان از آن ها بهره برداری می نمایند. هر زنی که بتواند بیشتر جلب توجه نماید پولی بیشتری برایش می پردازند. همانند حیوانی که قابلیت بیشتری برای بازی و اجرای نمایش در سیرک و جلب توجه تماشاچیان دارد، ارزش مادی بیشتری قائلند. برای زنان بی حجاب و بدحجاب نیز به نسبت برهنگی شان قیمت گذاری می نمایند. هرچه برهنه تر و نسبت به حریم اخلافی گستاخ تر باشند، برای این اربابان شیطان صفت قیمت بیشتری دارند.
    تشابه دیگری که زنان علاقه مند به بی حجابی و مروج فرهنگ برهنگی با حیوانات سیرک دارند، این است که هر دوی آنها برای دریافت پاداش از دیگران دست به خودنمایی می زنند. حیوانات سیرک یاد گرفته اند که برای سیر کردن شکمشان به اجرای نمایش مورد نظر اربابشان بپردازند. زنان بی حجاب و پیشرو در بدحجابی نیز به دنبال کسب منافع مادی و نیل به اهداف دنیوی خود هستند. اما تفاوتی که می توان تصور نمود این است برخی از این زنان ممکن است گهگاهی دچار عذاب وجدان یا احساس پوچی و بی ارزشی و افسردگی شوند. به ویژه در مواقعی که در عرصه جولانگری خود، وجود رقبای قوی تری را احساس نمایند. اما این احساس ناخوشایند در حیوانات سیرک مشاهده نمی شود.
    آنهایی که از فرهنگ ابتذال و بی حجابی زنان ارتزاق نموده و ادامه حیات ننگین شان با رشد فرهنگ برهنگی گره خورده است، برای دور کردن این زنان از فطرت انسانی شان که حجب و حیا یکی از از شالوده ی اصلی آن است، نیاز به واژه های زیبا و دلنوازی داشته اند که روح لطیف زنان را با فریب و خدعه آرام نمایند. از جمله این واژه ها، آزادی، برابری، عدالت و زن مدرن، مد روز بودن و … واژه هایی نظیر این که امروزه لقلقه زبان افراد شیادی است که با کم ترین هزینه درصدد سوءاستفاده جنسی از زنان و اسارت و بردگی آنانند. سوداگران عفت و حیا با تبلیغات پر طمطراق خود قدرت تفکر را از زنان گرفته و آنها را چنان گرفتار امیال نفسانی و هیجانی خود می نمایند که نه تنها با پاکدامنی و حیا بیگانه می شوند، بلکه به حماقت و جهل خود افتخار و احساس لذت نموده، با بی اراده گی مطلق، به استقبال بدحجابی و برهنگی می روند. شیادانی که با واژه سازی عوام فریبانه و ارائه ی الگوهای گوناگون بدحجابی عقلِ زنان و دختران را می ربایند، هرگز این حقیقت را درک نمی کنند که ترویج فرهنگ برهنگی، بیش از هر چیز موجب شیوع و گسترش تعرض و ظلم به همین جنس یعنی تعرض به زنان به ویژه زنان بی حجاب و بدحجاب در جوامع انسانی می شود.
    امروزه تعرض به زنان در هر کشوری رخ می دهد اما در جوامعی که دولتمردان و یا صاحبان قدرت آزادانه به ترویج بدحجابی می پردازند، میزان و شدت این تعرض چشم گیرتر است. به عنوان نمونه می توان به کشور مصر اشاره کرد: «در کشور مصر در خیابان‌های قاهره از پسر بچه ۸ ساله تا پیرمرد ۷۵ ساله را می‌توان دید که به نوعی به مزاحمت جنسی زنان می‌‌پردازند. هر چه محل عبور و مرور زنان شلوغ‌تر باشد، فرافکنی‌های کلامی بی‌پرواتر می‌شوند. این مزاحمت‌ها در اشکال مختلفی چون صحنه‌سازی در دفاتر کار برای نزدیک شدن به همکاران زن، متلک جنسی، چشم‌چرانی در وسایل نقلیه عمومی و … نمود می‌یابند. افکار عمومی مصر، متأثر از فرهنگ غرب هویت زن را بیش از همه، هویتی جنسی می‌داند.
    دکتر نهاد ابوالقمصان، مدیر مرکز حقوق زنان مصر برای توجیه این مسئله می گوید: “در هم آمیختگی فقر اقتصادی با فرهنگ سنتی و مذهبی موجب شده که خیابان‌های قاهره صحنه خودسری مردان مزاحم باشد و بی‌اعتنایی پلیس و نبود قانون نیز مهر تضمین بر تداوم این روند بگذارد.” وی تاکید می‌کند که “نرخ بالای بیکاری در مصر یکی از دلایل مزاحمت‌های جنسی مردان علیه زنان است. او می‌گوید بیکاران امکان تاهل ندارند و نیازهای جنسی فرو خورده خود را با پرسه زدن در خیابان، نگاه هیز و دست‌ درازی به زنان ارضاء می‌کنند.” برخی جامعه‌ شناسان مصری نیز در فرآیند مزاحمت جنسی علیه زنان می‌گویند که زندگی به دلایلی چون تورم، درآمد پایین، آلودگی محیط زیست، ترافیک فشرده و بوروکراسی رو به‌رشد، هر دم سخت‌تر می‌‌شود و قربانیان این دشواری‌ها به نوبه خود می‌کوشند که این فشار روحی و اجتماعی را به کسانی که از نظر اجتماعی شکننده‌تر هستند، یعنی زنان منتقل کنند. (به نقل از سایت: عصرایران.کام).
    به نظر می رسد نه جناب دکتر نهاد و نه آن جامعه شناسان، نتوانستند علت شیوع تعرض جنسی به زنان در مصر را به خوبی درک نمایند. زیرا آنچه که آنها به عنوان عوامل تعرض به زنان در مصر نام برده اند، در بسیاری از کشورهای جهان وجود دارد. اما چرا در آن کشورها نتایج متفاوتی دارند؟ یا بر عکس چرا در برخی کشورهای صنعتی و پیشرفته ای که مشکلات اقتصادی مردم مصر را ندارند نیز (مثل کشور انگلیس و امریکا) تعرض جنسی به زنان بسیار جدی است؟ و مضافاً این که آیا همه ی کسانی که در مصر به زنان تعرض می نمایند دارای فقر و مشکلات اقتصادی اند؟ یقیناً اینطور نیست. در نهایت این که به چه دلیل خشونت مردان مصری از مشکلات و تنگناهای ناشی از فشار اقتصادی به تعرض جنسی به زنان منجر می شود؟ در حالی که معمولاً باید به جرائم اقتصادی نظیر سرقت، کلاهبرداری، جعل و نظیر آن منتهی شود.
    گرچه دکتر ابولقمصان و بسیاری از جامعه شناسان مصری در کشف حقیقت امر ناتوان بوده اند، ولی معدودی از جامعه‌ شناسان مصری به این حقیقت پی برده اند که در فرآیند مزاحمت جنسی علیه زنان، رسانه‌های آزاد و لیبرال نقش اساسی دارند. آنها می گویند: “این رسانه ها هما‌ن اندازه زن را “سوژه جنسی” قلمداد می‌کنند که بنیادگرایان تلاش این نشریات برای جلب خواننده با انتشار تصاویر اغواکننده زنان، ریختن آب به آسیاب نیروهای سنتی است که نگران شهوت‌انگیزی زنان و از راه به‌ در شدن مردان در هر حضور اجتماعی آنان هستند.” (همان) در واقع، زنان مصری قربانی اقدامات ضد انسانی رسانه‌های آزاد و لیبرال آن کشور هستند که سیاست های دیکته شده ی صهیونیت ها و امپریالیسم خبری را در ترویج فرهنگ ابتذال و برهنگی دنبال می کنند.
    همچنین، دکتر ابوالقمصان به پژوهش‌هایی اشاره می‌کند که نشان‌می‌دهند “مزاحمت جنسی علیه زنان به سن، ظاهر، نوع پوشش و زمان و مکان مزاحمت ارتباطی ندارد. او می‌گوید قربانیان، تنها به دلیل “زن بودن” طعمه‌ای آسان قلمداد شده و مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند. بدتر از همه آن است که بیشتر زنان مصری در صورت بر ملا کردن مزاحمت جنسی در خیابان یا محل کار مورد سرزنش قرار می‌گیرند و متهم به اغواگری با لباس و رفتار فریبنده می‌شوند. برای همین است که بسیاری از آنها ترجیح می‌دهند سکوت کنند تا دست کم “گناهکار” قلمداد نشوند.” (همان).
    دستاورد پژوهشی که دکتر ابوالقصمان به آن اشاره نموده است، در واقع مهر تأییدی بر این سخن است که “ترویج بدحجابی و بی حجابی ظلمی بزرگ و خیانتی نابخشودنی علیه بشریت است.” زیرا وقتی اوضاع فرهنگی جامعه به گونه ای آلوده شود که افراد هوسران و اشرار بر آن مسلط گردند، بی تردید آسیبشان به همه ی مردم خواهد رسید. امروزه نه تنها زنان مصری بلکه تمام زنانی که در نقاط مختلف جهان مورد تعرض قرار می گیرند، قربانی مروجان فرهنگ ابتذال غربی هستند که برای ارتزاق خود می کوشند با ارائه “مدل زن سیرکی” به زندگی زنان، آنان را قربانی هوسرانی های خود و افراد رذل یا ضعیف النفس نمایند. نکته ای که در پژوهش های ابوالقصمان اشاره شده، مبنی بر این که «مزاحمت جنسی علیه زنان به سن، ظاهر، نوع پوشش و زمان و مکان مزاحمت ارتباطی ندارد. قربانیان، تنها به دلیل “زن بودن” طعمه‌ای آسان قلمداد شده اند.» دقیقاً همان نگرانی است که مردم غیرتمند و متدین ایران از آن واهمه دارند.» یعنی تعرض به زنان بدحجاب گر چه نگران کننده است ولی نگرانی و دغدغه اصلی این است که اگر در کشور ما برای جلوگیری از گسترش فرهنگ بدحجابی اقدامی جدی صورت نگیرد، ممکن است در آینده نه چندان دور زنان مؤمنه و عفیف جامعه ما نیز از تعرض افراد بوالهوس در امان نباشند. گرچه درحال حاضر نیز از آزار کلامی و اهانت برخی افراد نادان در امان نیستند. اما این نوع آزار ها برای زنان فرهیخته و متدین ایرانی قابل تحمل است.
    همانطور که گفته شد، به دلیل غلبه ی فرهنگ اسلامی در جامعه، در صورت هر گونه تعرض جنسی به زنان، از سوی مردم غیرتمند و متدین و همچنین مرجع قضایی با فرد متعرض به شدت برخورد می شود. لذا خوشبختانه افراد اوباش و متعرض به نوامیس مردم، در کشور ما جرأت چندانی برای جولانگری ندارند. در موارد معدودی که در کنون به زنان تعرض و رسانه ای شده، معطوف به زنانی بوده که در مواجهه با افراد نامحرم حجاب مناسبی نداشته اند. اما مزاحمت های جنسی در سطحی خفیف تر، به ویژه مزاحمت های کلامی و هرزه گویی برخی جوانان در اماکن عمومی نسبت به زنان به ویژه در کلان شهرها مشاهده می شود.
    با این حال، به نظر می رسد افزایش ناامنی روانی و اجتماعی زنان به دلیل افزایش حضور اشخاص هوسران و نگاه های آلوده در پارک ها، تفریحگاه ها و خیابان های شهر بیشتر از گذشته شده است که مهمترین دلیل آن، تغییر سبک زندگی و تأثیرپذیری شماری از خانواده های ایرانی از فرهنگ آلوده ی غرب (به دلیل استفاده از برنامه های ماهواره ای و …) بوده که موجب پذیرش الگوی نامناسبی از پوشش و بدحجابی زنان و دختران در انظار عمومی گردیده است. شاید زنان بدحجاب، خودشان خیلی واقف به این نباشند که با نقش پذیری از فرهنگ غربی، چه ظلم بزرگی در حق خود و جامعه نموده و چقدر در بروز ناامنی اجتماعی زنان ایرانی مؤثر و سهیم هستند. اینها آگاهانه یا ناآگاهانه با بدحجابی خود، امنیت سایر زنان را قربانی احساسات شخصی و خوشی های لحظه ای خود می نمایند.
    تعداد معدودی از زنان و دختران ایرانی با تأثیرپذیری از زنان سیرکی و صاحبان رسانه های غربی که اربابان این سیرک هستند، با پوششی خیلی نامناسب و مانکنی در انظار عمومی ظاهر می شوند. حضور افراد بدحجاب در جامعه که در چند سال اخیر افزایش یافته، در درازمدت موجب جری تر شدنِ مردان رذل و بوالهوسی خواهد شد که در کنترل هیجانات مخرب جنسی خود ناتوان هستند. یعنی تمایلات و کشش های درونی و بالقوه افراد هوسران را برای تعرض جنسی به زنان تحریک و تشدید شده و قبل از هر کس گریبان خودشان را خواهد گرفت. زیرا همانطور که گفته شد، افراد بدحجاب یا بی حجاب طعمه ی بسیار لذیذی برای مردان هوسران هستند. اینان در گام اول ترجیح می دهند که به زنان بدحجاب تعرض نمایند. زیرا آنان را دست یافتنی تر و برای ارضای نیاز هیجانی خود مناسب تر می دانند. به عنوان مثال می توانید مرد بوالهوسی را در نظر بگیرید که با خودروی خود در خیابانی خلوت بدنبال طعمه ای برای ارضای نیاز جنسی خود می گردد، بی شک وی در میان گزینه های مختلفی که به عنوان مسافر در کنار خیابان ایستاده اند، زنی را انتخاب خواهد کرد که پوشش نامناسب تر و رفتار تحریک آمیزتری داشته باشد. تعرض جنسی به افراد محجبه و مؤمنه، بسیار مخاطره آمیز است. زیرا بخاطر حرمتی که نزد خالق هستی دارند، هرگز خداوند آنان را رها ننموده و خود بهترین محافظ مؤمنین و مؤمنات بوده و در دل اشرار رعب و وحشت ایجاد می کند. از سویی دیگر، به دلیل محبوبیت و حرمت ذاتی که زنان محجبه نزد آحاد مردم دارند، هرگونه تعرض به آنها با واکنش شدید مردمی منجر خواهد شد. با این وجود، معمولاً از آنجا که افراد هنجارشکن، اشخاص متدین و غیرتمند را مانع هوسرانی خود می دانند، آنها را به اشکال دیگر از جمله رفتار خشونت آمیز، ناسزاگویی و توهین کلامی و …، مورد آزار قرار می دهند. در واقع، رفتار ظالمانه و توهین آمیز نسبت به زنان محجبه زنجیره ای است که به ترویج فرهنگ ابتذال و بدحجابی مرتبط است.
    توهین به زنان محجبه در هر کشوری قابل مشاهده است. چندی قبل در کشور ایتالیا به دو زن محجبه تونسی به خاطر حجاب اسلامی توهین شده و سپس آنان را در انظار عمومی مورد ضرب و شتم قرار داده اند (روزنامه کیهان، شماره ۲۰۱۷۳ مورخه ۱۴ فروردین ۱۳۹۱: ۱۵). نمونه های زیادی از این رفتار وحشیانه در نقاط مختلف جهان به ویژه در اروپا و آمریکا بر علیه زنان مسلمان مشاهده می شود.
    علی ای حال در حال حاضر در شهرهای بزرگ و پرجمعیت کشور ما نیز بواسطه ی حضور تعداد بیشتری از زنان بدحجاب، امنیت اجتماعی زنان در برخی اماکن و زمان ها با تهدید مواجه است. زنان آبرومند ترجیحاً حتی برای انجام کار ضروری از خودروهای شخصی مسافرکش در خیابان های خلوت تهران یا برخی کلان شهرها خصوصاً در هنگام شب، برای عزیمت به مقصد استفاده نماید. آنچه که موجب گردیده در ایران افراد بوالهوس در انظار عمومی جرأت تعرض به زنان را نداشته باشند، پایبندی غالب مردان و زنان به ارزش های اسلامی و حجاب است. ارزش واقعی «حجاب اسلامی» زمانی برای مردم آشکار خواهد شد که زنان جامعه ما تحت هر شرایطی از تعرض هوس رانان در امان نباشند که خوشبختانه در ایران اینگونه نیست. با ضرث قاطع می توان گفت، از اینکه ناامنی اجتماعی برای زنان ایرانی، حتی برای زنان بدحجاب به حد غیرقابل تحمل نرسیده است. مرهون تلاش نظام حاکم و وجود مردان و زنان با ایمانی است که غیرتمندانه جسارت تعرض را از هوس رانان عیاش سلب می نمایند. در جوامعی که از این دو نعمت (نظام اسلامی و افراد مؤمن) بی بهره یا کم بهره اند، اقتدار و تسلط اشرار و انسان های فرومایه بیش تر مشهود خواهد شد. به بیان دیگر، شیوع ناامنی اجتماعی برای زنان در هر جامعه، به میزان فعالیت مردان و زنانِ پلید و گستاخی بستگی دارد که بدحجابی و ول انگاری را ترویج می کنند.
    به هر حال، برخی از زنان و دختران ایرانی ناآگاهانه و بطور ناخواسته به واسطه ی بدحجابی خود، افراد خائن به جامعه بشری را که از مروجین فرهنگ ابتذال هستند، یاری رسانده و به همنوعان خود ستم می کنند. البته تعداد بسیار کمی از افراد جامعه در بدحجابی پیشتاز بوده و با اغراض سیاسی یا اعتقادی تعمداً بسترساز ظلم و خیانت به جامعه انسانی می شوند. جهل و حماقت تعداد قلیلی از زنان و دختران ایرانی به حدی است که از بدحجابی یا بی حجابی خود در انظار عمومی نه تنها شرم و حیایی ندارند بلکه از این رفتار ناپسند و احمقانه ی خود لذت می برند. در این گونه موارد، سایر مردم به ویژه خانواده های ریشه دار و اصیل این حق را دارند تا از حقوق اجتماعی خود در مقابل هتک حرمت و گستاخی این افراد دفاع نمایند. زیرا زبانه های آتش این ظلم بزرگ و آشکار، کانون گرم و صمیمی خانواده های غیرتمند را سوزانده و به امنیت مهم ترین واحد اجتماعی آسیب جدی می رساند.
    مقابله با بدحجابی و ابتذال به این معنا نیست که این افراد را به پذیرش دین و اعتقاد به لزوم حجاب اسلامی وادار نمائیم. زیرا هر فرد آزاد است با میل و اراده خود درباره عقایدش تصمیم بگیرد. ولی معتقد نبودن به دین یا حجاب اسلامی، هرگز نمی تواند دلیل موجهی برای ول انگاری یا رفتار خودمحورانه و هوس آلود فرد در یک جامعه مدنی باشد. بلکه رفتارهای اجتماعی افراد باید تعریف شده و در چارچوب قانون و در راستای تحقق نظم و امنیت ملی باشد. باید توجه داشت که ظهور و بروز رفتارهای شخصی منحصراً اختصاص به مکان یا حریم خصوصی افراد دارد نه اماکن عمومی. هر فرد مسلمان و عاقل باید این حقیقت را درک کند که بهترین محصول ناشی از گسترش فرهنگ حجاب، مصونیت نوامیس آنها از تعرض افراد هوسرانی است که قلبشان مریض و مستعد گناه است. از آنجا که زنان مؤمنه نزد خداوند متعال دارای حرمت و ارزش ویژه هستند، در قرآن کریم به صراحت برای مصونیت آنان از آزار و تعرض هوسرانان، رعایت حجاب را به پیامبر خدا و مؤمنین یادآوری می فرماید.
    هر جامعه مطابق با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی خود قوانین و ضوابطی را برای پوشش زنان و مردان تعیین و تعریف می نماید. اگر این هنجارها نباشند، نفس سیری ناپذیر و سرکش انسان هرگز آرام نخواهد شد. عدم تعیین حریم یا قید و بند، جامعه را به هرج و مرج کشانده، روابط بین فردی شهروندان را مخاطره آمیز خواهد نمود. متأسفانه، در کشور ما برخی از مؤسسات، شرکت ها، بیمارستان ها و درمانگاه های خصوصی، مطب ها، فروشگاه ها و … که محل رجوع عموم مردم است، کارکنان خود را وادار به بدحجابی می نمایند، در واقع، یکی از شرایط اشتغال و گزینش خانم ها، عدم رعایت حجاب اسلامی است. این ظلمی آشکار و توهین به ارزش و جایگاه انسانی و دور از عقلانیت است.
    اختلاف نظر در فرهنگ ها و جوامع مختلف همواره وجود داشته و مرزبندی حد و حدود قانونی پوشش یا حجاب در جوامع غربی و غیراسلامی بسیار مشکل است. اما در جامعه ای که قوانین آن با محوریت شریعت اسلامی استوار است، تعیین حد و مرز قانونی برای پوشش زنان و مردان کار مشکلی نیست. علی ای حال هر کشور چه اسلامی و چه غیراسلامی برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی زنان و جلوگیری از جرایم آشکار و مخرب افراد هوسران، باید قوانین جامعی را در این حوزه دارا باشد. در این راستا، ضروری ترین نکته قابل توجه، وضع قانونی است که به موجب آن رعایت حجاب و اجتناب از رفتار تحریک آمیز در اماکن و انظار عمومی الزامی و به عنوان یک اصل مدنی و انسانی امری واجب و محترم شمرده شود. این امر که منطبق بر نیاز فطری بشر است موجب بسط عدالت و آرامش باطنی مردم خواهد شد.
    در کنار قانونمند نمودن حجاب، شایسته است نهادهای مردمی، انجمن ها و ngo های حقوق بشری مستقلِ دنیا علیه مروجان فرهنگ برهنگی که مسبب اصلی تعرض به زنان و ناامنی اجتماعی آنان هستند، با شهامت و شجاعت تمام مبارزه و طرح دعوی حقوقی نموده، از انحطاط اخلاقی روزافزون و گسترش ظلم و تعرض به زنان جلوگیری نمایند. یکی از عجایب عصر حاضر این است که برخی از دول مدعی حقوق بشر، زنان کشورشان را مجبور به برهنگی نموده و به شدت با تمایلات پاک انسانی و فطری آنان مخالفت و انواع آزار و اذیت و محرومیت اجتماعی را برایشان در نظر می گیرند. گستاخی و خیانت بشری مروجان بی حجابی تا حدی گسترش یافته که برخی از دولتمردان کشورهای مسلمان، از جمله آذربایجان را نیز به اقدامات ضد بشری علیه زنان واداشته که زشت ترین و حماقت آمیزترین تصمیم اخیر این کشور، ایجاد محرومیت تحصیلی برای دختران محجبه می باشد.
    وقتی که خوب دقت می کنیم، به وضوح درمی یابیم که هر کشوری که تحت نفوذ صهیونیست های خبیث قرار دارد، کثیف ترین اعمال را علیه شهروندان خود بویژه زنان به عمل می آورند. رسانه هایشان به شدت فرهنگ برهنگی را ترویج نموده و حرمت و حریم اخلاقی را بطور کامل نادیده می گیرند. قبلاً درخصوص اوضاع نابسامان زنان مصری نیز گفته ام. بی شک آنچه که شرایط آزار جنسی زنان مصری را فراهم نموده، چیزی جز حاصل حداقل ۳۰ سال روابط ننگین دولت مصر با اربابان سیرک جهانی یعنی صهیونیست های فاسد و شیاد نبوده است. بنابراین، ریشه ی تمامی سناریوهایی که برای کشف حجاب و اشاعه ی فحشا (همجنس گرایی و …) و برهنگی طراحی می شود، همان غده ی سرطانی است که درصدد آن است از طریق ترویج فرهنگ ابتذال، بر گرده ملت های جهان سوار شود.
    ترویج بدحجابی و بی حجابی به دلیل آثار مخربی که بر جامعه انسانی به ویژه قشر زنان دارد، منجر به فروپاشی کانون خانواده، انحطاط اخلاقی و دورشدن از صفات انسانی و رشد خوی حیوانی و وحشی گری گردیده و در نتیجه حقوق و ارزش های انسانی براحتی توسط افراد رذل و شیاد مورد تعرض واقع می شود. همینطور که در بسیاری از کشورهای غربی مشاهده می شود. ولی به بهانه ی احترام به آزادی فردی، هیچ مرجعی برای دادرسی و دفاع از کسانی که مورد ظلم و هتک حرمت قرار می گیرند، در آن کشورها وجود ندارد. بنابراین، آنانی که این سنت ننگین و شیطانی یعنی بدحجابی و بی حجابی را احیاء و ترویج می نمایند، مرتکب ظلمی بزرگ و خیانتی نابخشودنی علیه بشریت می شوند.
    نکته جالب توجه این است که علی رغم همه ی تلاش های شیادانه صهیونیست ها و امپریالیسم خبری علیه حجاب اسلامی، ملت های جهان (برخلاف دولتمردان فاسدشان) مقاومت تحسین برانگیزی را در حفظ حجاب اسلامی در برابر هجمه سنگین تبلیغاتی آنها نشان می دهند که بدون تردید گرایش باطنی بسیاری از زنان حتی زنان غربی و انگلیسی به حجاب، ناشی از درک صحیح آنها از آثار مثبت آن در زندگی اجتماعی شان و انطباق این رفتار با فطرت الهی و نورانی شان می باشد. امید است که این رایحه ی خوش از سوی همه ی انسان های آزاداندیش و خیرخواه دنیا استشمام شود تا اقدامی جدی برای دفاع از حقوق واقعی زنان به عمل آورند. انشاءالله.
    در پایان به حدیثی از پیامبر عظیم الشأن اسلام صلى الله علیه و آله والسلم، درباره افراد جهنمی که تا آن زمان دیده نشده بودند، یعنی مربوط به آخرالزمان هستند، اشاره می نمایم:
    قال رسول الله صلى الله علیه و آله والسلم:
    صِنْفانِ مِن أهلِ النّارِ لَم أرَهُما : قَومٌ مَعهُم سِیاطٌ کأذنابِ البَقَرِ یَضْرِبونَ بها النّاسَ، و نِساءٌ کاسِیاتٌ عارِیاتٌ ، مُمِیلاتٌ مائلاتٌ، رؤوسُهُنَّ کأسْنِمَهِ البُخْتِ المائلَهِ، لا یَدْخُلْنَ الجَنّهَ و لا یَجِدْنَ رِیحَها، و إنّ رِیحَها لَیوجَدُ مِن مَسیرَهِ کذا و کذا . (صحیح مسلم : ٣/١۶٨٠/١٢۵ ).
    یعنی: دو گروه از دوزخیان را [هنوز] من ندیده ام: گروهـى که تازیانه هایى مانند دم گاو در دست دارنـد و مـردم را بـا آن مى زنند؛ و [گروه دیگر] زنانی که دیگران را به کجروى تشویق مى کنند، [با کرشمه راه مى روند و به زنان دیگر یاد مى دهند مانند آنها رفتار کنند] سرهایشان همچون کوهان شتر خراسانى فروهشته است؛ (ممیلات) و زنانى که مانند بد کاره ها، موهاى خود را شانه و آرایش مى کنند [و روسرى و مقنعه خود را کج و تا نیمه بر سر مى نهند؛ و با آرایش و کرشمه خود را به نمایش مى گذارند و دل مردان را مى ربایند]؛ (مائلات). اینان به بهشت نمى روند و بوى بهشت را که از فاصله اى چنین و چنان (بسیار زیاد) به مشام مى رسد، استشمام نمى کنند.

    برچسب ها : #خبرهای ورامین, , فرمانداری ورامین, شهرداری ورامین, نماینده مردم ورامین , مجلس شورای اسلامی , مترو ورامین ,قطار ورامین , بین الملل #ورامین ما,#میدان میوه و تره بار ورامین

  • درباره ورامین